اول سراغ یهودیان رفتند؛ من یهودی نبودم، اعتراض نکردم.
سپس به لهستان حمله کردند؛ من لهستانی نبودم، اعتراض نکردم.
آنگاه لیبرال ها را تحت فشار قرار دادند؛ من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم.
بعد از آن، نوبت به کمونیست ها رسید؛ من کمونیست هم نبودم، اعتراض نکردم. .... و سرانجام سراغ من آمدند؛ هرچه فریاد کردم و کمک خواستم، کسی باقی نمانده بود که اعتراض کند.
با سلام به تمام دوستان شعری که در بالا آمده اثری است از برتولت برشت که نام آن را نمی دانم و گمان می کنم که متن آن ناقص است (در صورتی که نام شعر و یا متن کامل شعر را در اختیار دارد، خوشحال می شوم اگر من را نیز مطلع گردانید) اما در مورد عکسی که برای این پست انتخاب شده باید بگویم که تصویری است از فیلم salo ساخته کارگردان شهیر ایتالیا؛ پیر پائولو پازولينی کارگردانی که با جسارتی ستودنی و با تکیه بر اندیشه مارکسیستی خود، تصویری عریان از فاشیسم را به تصویر می کشد. البته این جسارت باعث شد تا پازولينی توسط یک سرسپردهی فاشیست ترور گردد. پازولينی در سالو به پليدترين، زشتترين و حيوانیترين اعمالی که ممکن است و میتواند از يک انسان سر بزند فکر کرده و آنها را در فيلمش به نمايش گذاشته است. وی درباره مفهوم برخی صحنههای فيلم ويرانگرش می گوید: استفاده از سکس و برهنگی و نمايش جسورانه صحنههای تجاوز را به عنوان استعارهای از تحريف جسم و تقليل آن تا حد یک شیء ناچيز توسط قدرت، می دانم. همينطور خوردن مدفوع را به عنوان استعارهای از مصرفگرائی در فرهنگ مدرن. در فيلم مستند "پازولينی در کنار ما" ساخته جوزپه برتولوچی (برادر کوچکتر برناردو برتولوچی) پازولينی را پشت دوربينی می بينيم که سرگرم تماشای صحنهای است که فاشيستها زبان يک جوان را با قيچی قطع میکنند يا آلت تناسلی او را با شمع میسوزانند. در اينجا پازولينی صحنه را قطع کرده و به بازيگری که نقش يکی از سران فاشيستها را اجرا می کند میگويد که بايد مثل يک کشيش مراسم را اجرا کنی. این چیزی نبوده جز تلاش وی برای به نمایش در آوردن آنچه اتفاق افتاده - شکنجه توسط کلیسا - اما آنچه مرا به استفاده از این عکس مصمم نمود، ارتباط معنایی آن با شعر برشت است. اگر پازولینی قربانی فاشیسم در ایتالیاست، برشت قربانی نازیسم در آلمان است. پازولينی در فيلم مستند "پازولينی در کنار ما"درباره رابطه قدرت و آئين نیز حرف میزند. به اعتقاد پازولينی، هر قدرتی آئين خاص خودش را دارد. نازيسم و فاشيسم نيز آئين خاص خود را داشتند. به تعبير پازولينی تمام فيلم سالو در واقع نمايشی از يک مراسم آئينی است که بايد توسط فاشيستها با دقت و جزئيات کامل به اجرا درآيد. (1) همان آیینی که اکنون در جامعه ما نیز در اشکال مختلفی دیده می شود: سنگسار و شکنجه، اعدام و سرکوب و بازداشت های غیر قانونی، اعتراف گیری یا همان تقليلانسان تا حد یک شیء توسط قدرت که پازولینی از آن سخن می گوید. همچنان که فیلم و زندگی امروز خودم را مرور می کنم شما را به زمزمه ی شعار برشت دعوت می کنم: جهان را دگرگون کن. زیرا جهان نیازمند دگرگونی ست. به هر روی صحبت بیشتر در مورد این فیلم تکان دهنده را که یکی از تاثیرگذارترین فیلم هایی بوده که تا کنون دیده ام، منوط به مشارکت احتمالی دیگر دوستان می کنم تا فیلم را ببینند و یا اگر دیده اند؛ باب تبادل نظر پیرامون آن را بگشایند.
(1) به نقل از رادیو زمانه

جنبش زیرزمینی من میخوام برگردم به کودکی (نوستالژی در اشعار حسین پناهی) دیگران در آثار حسین پناهی (ساموئل بکت)
|